خلوتی با بهاء ولد
فصل ۴۲
جزو اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قال النّبی علیه السّلام: « اوّل صلاح هذه األامّة بالزّهد و الیقین»
۲
یقین آن است که معنی بیگمان بر در دل ایستاده باشد، و چون نظر خواهد که محبوس شود بر راحت حالی و بر دنیا از مجامعت و فرزندان و منال و جاه، آن معنی رها نکند تا نظر بر اینها بنشیند. بگوید که در این منزل اگرچه سبزه و آب روان میبینی، فرونایی که دزدان از پس تو نشستهاند؛ تو را اگر لقمه در دهان باشد و شربت آب در کف دست باشد، هنوز خوشیِ آن به حلقت فرو نرفتهباشد که دزدان بیرون آیند و غارتت کنند تا آن بر تو تلخ شود.
۳
و آن معنی تو را هر دم میگوید که تو در این منزل و در این تاریکی به خواب چه میشوی؟ چون بیدار شوی و تاریکی برود، جامهٔ وجودت را همه پرحدثِ رنج خواهی دیدن.
۴
و آن معنی البتّه نظر تو را خیره و سرگردان میدارد تا از سررشتهٔ این جهان گسسته دارد و از روی آخرتش گشاده و روشن دارد.
صفحهٔ ۱ از ۳