خلوتی با ابوالفضل بیهقی
بخش ۴۲ - قصاید متنبی و دقیقی
مجلد هفتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این دو قصیده با چندین تنبیه و پند نبشته آمد. و پادشاهان محتشم و بزرگ با- جد را چنین سخن بازباید گفت، درست و درشت و پند، تا نبشته آید. و پادشاهان محتشم را حثّ باید کرد برافراشتن بناء معالی را، که هر چند در طبع ایشان سرشته است بسخن و بعث کردن آنرا بجنبانند. و امیران گردن کش با همّت بلند همه از آن بودهاند که سخن را خزینه داری کردهاند و بما نزدیکتر سیف الدّوله ابو الحسن علی است، نگاه باید کرد که چون مردی شهم و کافی بود و همه جدّ محض متنبّی در مدح وی بر چه جمله سخن گفته است که تا در جهان سخن تازی است آن مدروس نگردد و هر روز تازهتر است و نام سیف الدّوله بدان زنده مانده است، چنانکه گفته است، شعر:
۲
خلیلیّ انّی لا أری غیر شاعرفکم منهم الدّعوی و منّی القصائد
۳
فلا تعجبا انّ السّیوف کثیرةولکنّ سیف الدّولة الیوم واحد
۴
له من کریم الطّبع فی الحرب منتضو من عادة الإحسان و الصّفح غامد
صفحهٔ ۱ از ۸