شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالفضل بیهقی

بخش ۲۷ - رفتن امیر سوی پوشنگ

مجلد نهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتن امیر مسعود، رضی اللّه عنه، از هرات بجانب پوشنگ‌
۲
روز چهارشنبه هژدهم ماه صفر امیر، رضی اللّه عنه، از هرات برفت بجانب پوشنگ‌ با لشکری سخت گران آراسته و پیلان جنگی و پیاده بسیار و بنه سبک‌تر .
۳
و بپوشنگ تعبیه فرمود : سلطان در قلب و سپاه سالار علی در میمنه‌ و حاجب بزرگ سباشی در میسره و پیری آخور سالار با بگتگین آبدار [بر ساقه‌ ] و سنقر و بوبکر حاجب با جمله کرد و عرب و پانصد خیلتاش بر مقدّمه. و ارتگین حاجب سرای را خلعتی فرمود فاخر، و آخور سالار را کلاه دو شاخ‌ و کمر داد و خلیفت‌ حاجب بگتغدی کرد تا آنچه باید فرمود از مثال وی غلامان سرایی را میفرماید. و بسیار هندو بود چه سوار داغی‌ و چه پیاده با سالاران نامدار، پراگنده کرده بر قلب و میمنه و میسره و ساقه، و همچنان پیادگان درگاهی‌، بیشتر بر جمّازگان. و پنجاه پیل از گزیده‌تر پیلان‌ درین لشکر بود.
۴
و همگنان‌ اقرار دادند که چنین لشکر ندیده‌اند. و هزاهز در جهان افتاد از حرکت این لشکر بزرگ.
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth