خلوتی با رهی معیری
شمارهٔ ۱۰ - شکوه عاشق
ترانهها و نغمهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم که غیر، غیر از عاشقی، کاری کنم کاری کنم کاری کنم کاری کنم
۲
هر زمان بی روی ماهی، همدم آهی شومهر نفس، هر نفس، با یاد یاری، با یاد یاری ناله زاری کنم زاری کنم
۳
حلقه های حلقه های موج بینم نقش گیسویی کشمخنده های صبح بینم، یاد رخساری کنم، یاد رخساری کنم
۴
گر سر یاری، یاری بود بخت، بخت نگونسار مرا وای وایعاشقی ها با سر، سر زلف نگونساری کنم وای وای
صفحهٔ ۱ از ۲