خلوتی با رهی معیری
شمارهٔ ۴۳ - گل بی وفا (بیات ترک)
ترانهها و نغمهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدم مرغی در طرف چمن، نالد همچو منهر دم کند به شورانگیزی، فغان حسرت خیزی
۲
چو عاشقان در گلشن، باشد نغمه زن
۳
گفتم ز چه روی آشفته سریوز خاطر من آشفته تری
۴
گفتا بستم روزی با گل، عهد یاری و آشناییغافل از آن کز گل ناید، جز بدعهدی و بی وفایی
صفحهٔ ۱ از ۳