شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۵۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روا نباشد اگر گویمت که مه روئیتو آفتابی وپرتو دهنده اوئی
۲
به سیر باغ وگلستان چه حاجت است تو راکه سروقامت وگلچهر ویاسمین بوئی
۳
پی شکستن دلها چوشیر غژمانیاگر چه گاه نگه چون رمیده آهوئی
۴
به خاک پای تودادیم آبر بر بادز بسکه تندمزاجی وآتشی خوئی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth