خلوتی با منوچهری
شمارهٔ ۳
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو از زلف شب باز شد تابهافرو مرد قندیل محرابها
۲
سپیدهدم، از بیم سرمای سختبپوشید بر کوه سنجابها
۳
به میخوارگان ساقی آواز دادفکنده به زلف اندرون تابها
۴
به بانگ نخستین از آن خواب خوشبجستیم چون گو ز طبطابها
صفحهٔ ۱ از ۳