شعر را زندگی کن
خلوتی با منوچهری

شمارهٔ ۲۲ - در مدح سلطان مسعود غزنوی

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم ای دوست تو دانی که هوای توکندلب من خدمت خاک کف پای تو کند
۲
تا زیم، جهد کنم من که هوای تو کنمبخورد بر ز تو آنکس که هوای تو کند
۳
شیفته کرد مرا عشق و ولای تو چنینشایدم هر چه به من عشق و ولای تو کند
۴
نکنم با تو جفا، ور تو جفا قصد کنینگذارم که کسی قصد جفای تو کند
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth