شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

موعظهٔ هشتم - در بیان راهبران بمطلوب و گمراهان مغلوب و قبولی حضرت حق و توفیق هدایت و نشان اولیاء و درویشان با صدق و صفا

مواعظ

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عزیز بدانکه حضرت عزت این جهانرا محل اسرار گردانیده و ودیعت هر سری بمکونات رسانیده پس از آن پرده های حجاب انگیخت و سترهای نقاب آویخت و بعضی از موالید بر عناصر و بعضی از اعراض متعرض بر جواهر تا بریاضت معلوم شود که طفل طبیعت کیست و اهل شریعت کیست و پیر نارسیده کیست و طفل کار دیده کیست؟
۲
پس در دل آدمی چراغ معرفت برافروخت و علوم سرایر و صواب بر کیفیات بر او آموخت آنانکه اهل هدایت بودند بحکم دلایل هر چه پیش میآمد میدیدند و هر حجابی که در راه می افتاد میبریدند
۳
لاجرم چون هوا را به ریاضت دور کردند و نفس را بمجاهده مقهور و درون پرده ها هر جا خواستند شتافتند
۴
اما آنانکه اهل ضلالت بودند ایشانرا هدایت کردند لیکن ندیدند و نشاختند و بر نقش گرما به عشق باختند و بر سر شادروان کمند انداختند چون در نگریستند نه از طریقت اثری دیدند و نه از حقیقت خبری نه از فعل جفا ندمی نمودند و نه در راه وفا قدمی پیمودند مگر به غلبه مغلوب شدند و خود از دین محجوب شدند
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth