شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۴

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: خدایا نمی توانیم این کار را بی تو به سر بریم نه زهره آن داریم که از تو به سر بریم هرگه که پنداریم رسیدیم از حیرت شما روا گردیم
۲
خدایا کجا باز یابیم آن روز که تو ما را بودی و ما نبودیم تا باز بآنروز رسیم میان آتش ودودیم اگر به دو گیتی آن روز یابیم برسودیم ور نه بود خود را به نبود خود شنودیم
۳
انعمت علیهم به اسلام وسنت در هم بست که تا هر دو بهم نشنوند بنده را استقامت دین نبود که اسلام بی سنت نیست و هرچه نه با سنت است آن دین حق نیست از این جا است که پیغمبر گفت گفتار نیک بسته به کردار نیک است و هر دو بسته به نیت است و هر سه بسته به موافقت باسنت است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth