خلوتی با خواجه عبدالله انصاری
بخش ۱۶
سخنان پیر طریقت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیر طریقت گوید: خداوندا یادت چون کنم که خود دریادی و بنده را از فراموشی فریادی خداوندا هر که در رسید غمان وی برسید نیازمند ترا ز ذاکران در دو گیتی کیست؟ و بنده را بهتر از شادی تو چیست؟ تو خود یاد خودی ویراچه شناسی؟ سفر نکرده منزل چه دانی؟ دوست ندیده و نشناخته از نشان او چه خبر داری؟
۲
معبود خودی وعابد خویشتنیزیرا که برای خود کنی هر چه کنی
۳
اگر بجان خطر کنی با خطر شوی و گر روزی به کوی حقیقت گذر کنی آن بینی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به خاطر هیچ آدمی خطور نکرده
۴
یکبار به کوی ما گذر باید کرددر صنع لطیف ما نظر باید کرد
صفحهٔ ۱ از ۳