خلوتی با خواجه عبدالله انصاری
بخش ۴۹
سخنان پیر طریقت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیر طریقت گوید: خداوندا موجود نفسهای جوانمردانی حاضر دلهای ذاکرانی از نزدیک نشانت میدهند و برتر از آنی و از دورت می پندارند نزدیکتر از جانی
۲
الهی جمال من در بندگیست ورنه زبان من بیاد تو کی است؟ دولت من آنست که بیاد توام ورنه ذکر من مرا ارزش چیست؟
۳
الهی همه از حیرت به فریادند و من به حیرت شادم به یک لبیک درب همه ناکامی بر خود نگشادم دریغا روزگاری که نمی دانستم تا لطف تو را دریازم، الهی در آتش حیرت آویختم چون پروانه در چراغ نه جان رنج تپش دیده نه دل الم داغ الهی در سرآب دارم در دل آتش در باطن ناز دارم و در ظاهر خواهش در دریائی نشستم که آنرا کران نیست بجان من دردی است که آنرا درمان نه دیده من بر چیزی آمد که وصف آن به زبان نه!
۴
خصمان گویند کاین سخن زیبانیستخورشید نه مجرم ار کسی بینا نیست
صفحهٔ ۱ از ۳