شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۸۴

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بوده و هست و بودنی، گفتت شنیدنی مهرت پیوستنی و خود دیدنی ای نور دیده و ولایت دل و نعمت جان و همیشه مهربان نه ثنای تو را زبان نه دریافت تو را درمان ای هم شغل دل و هم غارت جان، خورشید شهود یک بار از افق عیان برآر و از ابر وجود قطره ای چند بر ما، باران بار
۲
ای گشاینده زبان مناجات گویان و انس افزای خلوتهای ذاکران، و حاضر
۳
نفسهای راز داران جز از یاد کرد تو ما را همراه نیست و جز از یاد داشت تو ما را زاد نه و جز از تو بتو دلیل و رهنما نیست، خدایا در حاجت کسی نظر کن که او تو را یک حاجت بیش نیست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth