شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۹۷

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: آنکس که جمع او درست باشد تفرقت او را زیان ندارد و آنرا که نسب درست باشد به عاق شدن از نسب بریده نگردد
۲
در عین جمع سخن گفتن نه کار زبان است بلکه عبارت از حقیقت جمع بیان است زیرا مستهلک را در دریای بلا چه بیان است و از مستغرق در عین فنا چه نشان است این حدیث دل وغارت جان است؟ با صولت وصال دل و دیده را چه توان است؟
۳
آن کس که بر نسیم وصال حیران است دیری است که جان او به مهر ازل گروگان است، بی دل باد کسی که از پی دل به فغان است و بی جان باد کسیکه از رفتن به دوست پشیمان است
۴
الهی ای داننده هر چیز و سازنده هر کار و دارنده هر کس نه کس را با تو انبازی و نه کس را از تو بی نیازی کار به حکمت می اندازی و به لطف می سازی نه بیداد است و نه بازی بار خدایا بنده را نه چون و چرا در کار تو دانشی ونه کس را بر تو فرمایشی، سزاها همه تو ساختی و نواها همه تو خواستی نه از کس بتو ونه از تو به کس همه از تو به تو همه توئی و بس، خلایق فانی و حق یکتا به خود باقی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth