شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۱۰۰

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: بسی نماند که آنچه خبر است عیان شود و همه آرزوها نقد شود و خورشید وصال از مشرق یافت تابان شود و آب مشاهدت در جوی ملاطفت روان گردد قصه آب و گل نهان شود ودوست ازلی عیان گردد، کارها همچنان که دوست خواهد چنان شود دیده و دل و جان هر سه بدوست نگران گردد
۲
چگونه بخبر اکتفا کند کسیکه گرفتار عیان است و به امید قناعت چون کند او که نقد را جویان است هر دیده که از نعمت دنیا پر شد صفت عقبی در وی نگنجد و هر دیده که صفت عقبی در وی قرار گرفت آن دیده از جمال احدیت بی نصیب ماند
۳
دلیل یافت دوستی دو گیتی بدریا افکندن است و نشان دوستی با غیر حق نپرداختن اول دوستی داغ است و آخر چراغ، اول دوستی اضطرار است و میانه انتظار و آخر دیدار
۴
چه باشد گر خوری صد سال تیمارچو بینی دوست را یک بار دیدار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth