شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۹۴- امیر مطیعی

صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مولدش از شهر تون است . و اوقات او به تجارت میگذرد و کریم الطبع است و بهر کس که شعر میخواند تا چیزی باو نمیدهد چیزی نمیخواند و شعر او را معانی خاص بسیار است این سه مطلع از اشعار اوست :
۲
ز بس که تیر پیاپی گشوده ای به تنمدرون پوست چو رگها نماید از بدنم
۳
چون خدنگ خود کشید از خاک آن زیبا پسرماند چشم خاک باز از حسرت تیر دگر
۴
زلف مشکینی که بر رخسار جانان منستدال بر مضمون احوال پریشان منست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth