خلوتی با سام میرزا صفوی
۲۸۸- حیدر کلیچه پز
صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از شهر هرات است اول به کلیچه پزی اوقات صرف میکرد بعد از آن میل بشاعری کرده شعر بسیار جمع کرد چون عامی است اکثر سخنان خودش را نمی فهمد . این مطلع گویای حسب حال خود گفته :
۲
اشعار او قریب بده هزار بیت میرسد از قصیده و غزل و غیره ولی غزل بهتر از اشعار دیگرش است خودش مرد فقیر و درویش نهاد است و گاهی به تجارت بجانب هند میرود و اوقات از آن وجه میگذراند و از کسی طمعی ندارد این چند بیت از اشعار او ثبت افتاد :
۳
یاران و همنشین و رفیقان همدمندفریاد از آن کسان که ندانند این قدر
۴
کاز عمر آن خوشست که یک لحظه با همندعشاق را چه شد که غم هم نمیخورند
صفحهٔ ۱ از ۴