خلوتی با سام میرزا صفوی
۲۹۸- مولانا شریف
صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شرافت سخنانش از دیوانش معلوم و طراوت کلامش در طی کلام فصاحت آیاتش مفهوم میشود در شعر از جمله شاگردان مولانا لسانی است . اگر چه نسبت بمولانا از او چند بیروشی سر زده نسبت شعری چند بیمعنی باو کرده و نام او سهواللسان کرده اما چون سوگند بغلاظ و شداد میخورد که این معنی به اغوای جمعی مفتن که عقل در وادی ایشان حیرتی دارد سمت ظهور یافت و آخر از آن بغایت خجل و منفعل بود یحتمل که روح پر فتوح مولانا نیز از او این معذرت پذیرد آخر در سنه ست و خمسین و تسعمایه در حینی که من در دارالأرشاد اردبیل بودم بآنجا آمد و در وبای عامی که در آنسال در آنجا واقع شده بود فروشد و دست تعلقات از دامن حیات گسست و بحظیره ی قدس پیوست و مضمون این بیت بادا رسانید :
۲
این غزل از جمله اشعار آبدار اوست :
۳
زین خار بغیر از گل حرمان چه گشایدبی خط تو از سبزه ی نو خیز چه خیزد
۴
بی لعل تو از غنچه خندان چه گشایدخونابه گشای دل چاکم دگر آمد
صفحهٔ ۱ از ۳