شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۳۰۰- مولانا سایل

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از موضع نهاوند است و در فنون فضایل وجودت فهم بی مثل و مانند، طبعش در شعر و انشاء بغایت عالی افتاده بود در جوانی از آنجا جلا کرده بهمدان رفت و در آنجا ساکن شد بواسطه عداوتی که حیرتی را با او بود این قطعه در باب او گفته است:
۲
که سرشتش ز بغض و کین باشدخویش را خوانده به زمن در شعر
۳
در آخر عمر دماغش خللی پیدا کرده بماخولیا انجامید و چند وقتی بر این منوال بوده در سنه اربعین و تسعمایه درگذشت این مطلع از اوست :
۴
سگ به از من اگر چنین باشدبی لبت خون جگر میرود از چشم ترم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth