شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۳۶۳- مولانا عاشقی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از ارنه است که قریه ای از قرای خراسان و سیستان است شاعری پاکیزه گوست و در علم ادوار نقش ها می بندد و صوت های خوب دارد و پیاده بشرف زیارت بیت الله الحرام زاده الله تعالی شرفا و روضه سید اصطفی صلی الله علیه و آله مشرف شده بسیار فقیر و کم سخن واقع شده، دیوان غزل تمام کرده و قصاید خوب هم دارد این غزل و ابیات از اوست :
۲
نکنی گوش بفریاد اسیران فریادندهی داد مرا چون کنم از دست تو داد
۳
منکه افتاده ام از پا برهت دستم گیردست اوگیر که در راه تو از پا افتاد
۴
میرم از رشک که بوسند رقیبان دستتداد از دست تو و ز دست رقیبان فریاد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth