شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۴۰۸- مولانا مقصود کاشی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آدمیزده های شهر خود است و در علم سیاق وقوفی دارد و در شعر طبعش بسیار خوبست، این چند مطلع از اوست:
۲
چون شد سرم به تیغ جدایی ز تن جداسر بی تو خون گریست جدا و بدن جدا
۳
صبا دارد بکف چو گان زلف عنبر افشانشببازی میزند هر لحظه بر گوی زنخدانش
۴
جای سنگش بر تنم پیراهن نیلوفریستگرد گلخن بر سر آن جامه خاکستری است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth