شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۴۳۵- مولانا حسبی اصفهانی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از جمله نوادر دوران و اعجوبه زمان بود و در انشاء از زبان وحوش و طیور چیزهای عجیب و غریب نوشته و در شعر هم طبعش در جد و هزل بسیار خوبست . این سه مطلع از اوست :
۲
ملک روزی که در قبر من از بهر سوؤال آیدچو بیند کشته عشقیم رحمش در خیال آید
۳
از برای خانه دنیا مکن با کس نزاعخشت ها را بین نهاده روبرو بهر وداع
۴
هوس می است و نقلم ز دو لعل فتنه جوییچه بلا خیال خامی، چه کشنده آرزویی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth