شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۵۰۰- مولانا غیاث قافیه ای

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مولدش هرات بود و وجه تسمیه او اینست که هر قصیده و غزلی که میگفت چندانکه قافیه داشت میگفت . اگر چه غزلی صد بیت می شد و اگر دیگری قافیه پیدا کردی که او نگفته بودی زر داده میخرید! و داخل شعر خود می ساخت و اصلا مقید بمعنی نبود، خواجه حبیب الله ساوه ای که وزیر درمش خان لله من بود غزل ردیف سفید . خواجه حسن دهلوی را در میان انداخته بود. او در مدح خواجه مذکور جواب گفته . این دو بیت از غزل اوست :
۲
دگر ره بازمیگردم که شاید بینم این بارشخواجه عالی گهر بنشسته با نور و صفا
۳
جامه آب نباتی در برش استر سفیدآدمی از ساوه خیزد و زهری بغض و حسد
۴
ظاهرا در گنابد امرود را عودی تر میگویند و پشتر نام دیهی است از ولایت خراسان و احیانا بیت این چنین هم میگفت :
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth