خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۷۵ - واسوخت
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پری چهره لبی چون گل خندان داریقد چون سرو و رخ چون مه تابان داری
۲
بر سر خود هوس گشت گلستان داریجانب غیر ز خط سلسله جنبان داری
۳
خاطر جمع مرا چند پریشان داریمدتی شد که مرا بی سر و سامان داری
۴
وقت آنست که لطفی به من زار کنینظری جانب این مرغ گرفتار کنی
صفحهٔ ۱ از ۱۴