شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۸ - در مدح جلال‌الدین هوشنگ شاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر آفتاب روی تو تا دیده عاشق استاز حسن مطلع سخنم صبح صادق است
۲
گر شمع سوز دل به زبان آورد رواستاو مؤمن و دل به زبانش موافق است
۳
جان را به عشق سابقه‌ای بود در ازلما را به خدمت تو همان عشق سابق است
۴
در ذهن من تصور رویت که ساده بودتصدیق کرده‌ام که به خارج مطابق است
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth