خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۱ - تفاخر و تعریف از خود گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیوانهام وین عقل کل طفل دبستان من استروحالقدس بر لوح دل کمتر ثنا خوان من است
۲
تا مشتری شد دلبرم فارغ ز حوض کوثرممه را گریبان میدرم، مه در گریبان من است
۳
من چون خلیفه زادهام، اندر ولایت حاکممچشم دو عالم را نظر بر لطف و احسان من است
۴
ای آسمان بگشا کمر، خورشید تاج افکن ز سرشد منتهی دور قمر، امروز دوران من است
صفحهٔ ۱ از ۶