شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۵ - در مدح جلال‌الدین هوشنگ شاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صباح عید که برخاست عزم میدانشچو صبح مطلع خورشید شد گریبانش
۲
بر آمد از دل پر خون عاشقان تکبیردر آن زمان که بدیدند روی رخشانش
۳
به باد پای روان بر چو آذری بر زینسوار گشت و بسی دست دل به دامانش
۴
سمند او که چو آتش همی‌گذشت از بادز راه لطف توان خواند آب حیوانش
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth