خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۰ - در مدح خواجه جلالالدین که یکی از بزرگان و عالمان بوده است
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنم چو ذرهٔ خاک است و دل چون قطرهٔ خونبه شکل نقطه که باشد میان حلقهٔ نون
۲
شده است خرقهٔ نُه توی چرخ زنگاریز بس که آه زدم بر سپهر آینه گون
۳
به انقلاب سفر دورم از دیار فکندجهان منقلب و روزگار بوقلمون
۴
مرا خون جگر نیل و دجله پیش استهنوز در نظر م همیرود جیحون
صفحهٔ ۱ از ۹