خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۷۲ - در مدح مولا شمسالدین وزیر و حسب حال خود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر من به قرب جستن روی تو چُستمییک شب ز قید زلف تو چون باد جستمی
۲
برگشتمی چو قطره به پهلو، همه جهاندر آب و خاک گوهر وصل تو جُستمی
۳
قدّم که بود چون الف، اکنون شده است نونباری به طرهِٔ تو گرفتارِ شستمی
۴
با آنکه همچو چشم تو رنجورم از خمارخوش بودمی اگر ز می لعل مستمی
صفحهٔ ۱ از ۵