شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز باریکی میانت تاب داده موی راسبزه پیش روی تو بر خاک مالد روی را
۲
تو چه غم داری اگر سیلاب اشکم می‌رودچون من از خاشاک راهی کمترم این کوی را
۳
بر وفاداران خود هر دم زنی تیغ جفاکس نشان ندهد بدین تندی و تیزی خوی را
۴
دیده را در هجر تو از خون دل جو ساختمسرو من در دیده بنشان قامت دلجوی را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth