خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تو سر بر نمیدارد ز خوابمست در محراب مینوشد شراب
۲
از دهانش کس نمییابد نشانذره ناپیدا بود در آفتاب
۳
غمزهٔ شوخت به یغما برد دلترک مستی کرد شهری را خراب
۴
پیش چشمت دل بر آتش مینهمراست خواهم کرد مستان را کباب
صفحهٔ ۱ از ۳