خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر گشایی ابر برقع، از حیا گردد گُل آبوز هوا داری فشاند بر گل رویت گلاب
۲
برقعی در کش که رویت را بسوزد دل ز مهراز لطافت ز آفتاب آری پذیرد آفت آب
۳
لعل تو شهدست و آید شهد شیرینتر به کامچشم تو فتنه است و باشد فتنه نیکوتر به خواب
۴
خال تو در زلف پنهان دانهای اندر سپندلعل تو در خنده پیدا ذرهای در آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۲