خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که خیال روی تو، نقش سراچهٔ دل استره نبری به هیچ رو، جای تو خانهٔگل است
۲
حاصلم از جهان و جان، درد سری ست، چون مرااز دل نامراد خود، جان مراد حاصل است
۳
هست دری به کوی تو، خانهٔ می فروش رادر نرود به کوی تو،هر که ز خانه غافل است
۴
دیده به هر چه مینهم، نقش تو دیده میشودروی به هر چه میکنم، روی توام مقابل است
صفحهٔ ۱ از ۳