شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمایل تو به هر حال در خیال من استزهی خیال که در اهتمام من است
۲
نماند در نظرم نقش هیچ محرابیجز ابروی تو که پیوسته در خیال من است
۳
تنم ضعیف و لبت قند و چشم من سائلبده جواب که صد وجه در سؤال من است
۴
قدم که چون الفی بود خم گرفت چو نوندلیل راست همین قامت چو دال من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth