خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو رخسار تو گل را خط زنگاری نیستنارون را چو قدت چهرهٔ گلناری نیست
۲
ساقیا چون همه رنج دلم از خویشتن استبده آن باده که مستم، سر هشیاری نیست
۳
نبود شمع صفت همنفس مجلس خاصهر که دلسوختهٔ آتشِ بیداری نیست
۴
در مقامی که به شاهان نتوان گفت سخنزهرهٔ زاری سرگشتهٔ بازاری نیست
صفحهٔ ۱ از ۲