شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه عجب لطف مزاجست در آب و خاکتکه خرد می‌نتواند که کند ادراکت
۲
ورق لاله بر اندام گل و شمشاد استیا قبا بر تن گلگون و قد چالاکت
۳
زان شدم کشتهٔ تیر تو که بینم خود راغرق خون گشته و آویخته بر فتراکت
۴
پاک بادا رخ نیکوی تو از چشم بدانتا زیانی نکند دیدهٔ هر ناپاکت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth