شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان پر شد دل از دلبر که دل در بر نمی‌گنجدوگر گنجد دل اندر بر، در او دلبر نمی‌گنجد
۲
اگر پروانهٔ‌ عشقی، در آتش بال و پر می‌زنکه اینجا حضرت شمع است، بال و پر نمی‌گنجد
۳
ترا زحمت شد ای زاهد، که بشکستی سبوی ماکه من زان باده سر مستم، که در ساغر نمی‌گنجد
۴
رو ای صوفی روبه‌فن، به پای خم چه می‌کردیکه زیر پای پیل مست شیر نر نمی‌گنجد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth