خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسنش خط دیوانگی بر دفتر ما میکشدما را ز خط سبز او خاطر به صحرا میکشد
۲
شکل صنوبر شد دلم، مایل سوی بالای اوزان رو که سرو قامتش، دل را به بالا میکشد
۳
لعلش ز آب چشم من اظهار گوهر میکندچشمم به یاد لعل تو یاقوت حمرا میکشد
۴
انسان عینم بارها غواص بحر هند شدزین سان به دامن چشم من لؤلؤی لالا میکشد
صفحهٔ ۱ از ۳