خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دنیا گر شوی دشمن، تو را حق یار خواهد بودبدو یاری مکن، کز تو خدا بیزار خواهد بود
۲
چو گُل اندر هوای نفس تا کی میزنی خندهکه در آتش تنِ همچون گلت گلنار خواهد بود
۳
به شهوت در رخ خوبان مبین دزدیده، غسلی کنکه این گلها که میبینی به چشمت خار خواهد بود
۴
تو روز و شب به مال و جاه مغروری وز آن غافلکه جاهت چاه خواهد گشت و مالت مار خواهد بود
صفحهٔ ۱ از ۲