شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر شد ز دست و مهر تو از سر نمی‌شودیک ذره درد عشق تو کمتر نمی‌شود
۲
ما خورده‌ایم چو خضر آب حیات عشقوین منزلت به ملک سکندر نمی‌شود
۳
گر سیل‌ها روان شود از چشم ما چه باکچشم تو را که نوک مژه تر نمی‌شود
۴
جُستم مراد، هیچ میسر نشد، مگردر عاشقی مراد میسر نمی‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth