شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش بر گرد سمن باد سحر می‌پیچیدبر گلِ تازهٔ تو سنبل تر می‌پیچید
۲
جان نیارد که به سوی تو رود یک سر مویای خوشا باد که با موی تو در می‌پیچید
۳
گل به هر لحظه دگر روی نمود و بلبلهر زمان در سخن از وجه دگر می‌پیچید
۴
دوش بر دوش تو یکدم چو قبا پیچیدمدست من گرد میانت چو کمر می‌پیچید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth