شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر ای باد تو را بر در او هست قبولخاک را نیز چنان کن که شود وجه قبول
۲
ننمائی سبکی تا نشود گرد و غبارکه سر یار گران است و دل دوست ملول
۳
به چه ارزم من خاکی که روم بر در اواز کجا در سرم افتاد چنین فکر فضول
۴
گر به زلفش برسی ذکر پریشانی مننکنی هیچ، مبادا که شود قصه به طول
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth