خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن به که غم دل به حضور تو بگویمکاسرار دل از گریه فتادهست به رویم
۲
دریاب که بی روی تو ای سرو گلنداماز ناله چو نالی شدم از مویه چو مویم
۳
زانگه که جدا ماندهام از خاک در توچون باد صبا در به در و کوی به کویم
۴
خواهم که گیاهی شود اجزای وجودمتا در قدم سرو بلند تو برویم
صفحهٔ ۱ از ۲