شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به روز وصل از رویت، چو برقع می‌براندازیمن از خود می‌شوم غایب، تو با خود عشق می‌بازی
۲
کبابی سازم از بهر تو خود را همچو پروانهاگر ای شمع مومین‌دل، شبی با فقر ما سازی
۳
به زیر پای تو خلقی، همی‌میرند چون مورانسوار من ببین باری، که مرکب بر که می‌تازی
۴
چو من از امتحان عشق خالص می‌برون آیممنِ رخ زرد را چون زر، در آتش چند بگدازی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth