خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نو بهار است و می موسم عید ای ساقیباده نوش و گذر از وعد وعید ای ساقی
۲
روز محشر نبود هیچ حسابش به یقینهر که در کوی مغان گشت شهید ای ساقی
۳
گشت پیمانه چو تسبیح روان در کف شیختا ز لعل تو یکی جرعه چشید ای ساقی
۴
هر که در کوی مَحبت قدم از صدق نهاددگر او پند ادیبان نشنید ای ساقی
صفحهٔ ۱ از ۲