خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۱
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خطاب کرد مرا وقت صبح، کای ناصرچرا چو ثابته ساکن شدی ز سیّاری؟
۲
پس از خجالت بسیار سر بر آوردمبگفتم از سبب مفلسی و بیماری
۳
بگفت چارهٔ این کار سخت آسان استهمیشه چارهٔ بیچارگان کند باری
۴
برو به سُدّهٔ صاحب نصاب عقل و هنرکه هرکه سر نهد آنجا کند کلُه داری
صفحهٔ ۱ از ۳