خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دریاب که شد روز جوانی به سر ای دلدر میکده شو رقصکنان بادهخور ای دل
۲
با یار نشین از دو جهان بیخبر ای دلاین راز بگو با همه وقت سحر ای دل
۳
در پردهٔ عشاق به سوزِ جگر ای دلگر پردهٔ ناموس بر آنی که درانی
۴
کای هر دو جهان مست ز انفاس نسیمتنقل همه یک قطره ز دریای نعیمت
صفحهٔ ۱ از ۵