خلوتی با ناصر بخارایی
۷- المقاله
مثنوی هدایتنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی ذات تو ز آفرینش غرضتوئی جوهر و آفرینش عرض
۲
توئی سایهٔ آفتاب قِدمکه هم سایه و آفتابی به هم
۳
رخ جان به گرد تن آلودهایبه گل روی خورشید اندودهای
۴
که جان کامل از صحبت تن شودبه خاکستر آئینه روشن شود
صفحهٔ ۱ از ۷