خلوتی با صفی علیشاه
۶۷- آیات ۱۲۹ تا ۱۳۷
۲- سوره البقره
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رَبَّنٰا وَ اِبْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (۱۲۹) وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرٰاهِیمَ إِلاّٰ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اِصْطَفَیْنٰاهُ فِی اَلدُّنْیٰا وَ إِنَّهُ فِی اَلْآخِرَةِ لَمِنَ اَلصّٰالِحِینَ (۱۳۰) إِذْ قٰالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قٰالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۱۳۱) بِهٰا إِبْرٰاهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یٰا بَنِیَّ إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفیٰ لَکُمُ اَلدِّینَ فَلاٰ تَمُوتُنَّ إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (۱۳۲) أَمْ کُنْتُمْ شُهَدٰاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ اَلْمَوْتُ إِذْ قٰالَ لِبَنِیهِ مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی قٰالُوا نَعْبُدُ إِلٰهَکَ وَ إِلٰهَ آبٰائِکَ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْمٰاعِیلَ وَ إِسْحٰاقَ إِلٰهاً وٰاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (۱۳۳) تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهٰا مٰا کَسَبَتْ وَ لَکُمْ مٰا کَسَبْتُمْ وَ لاٰ تُسْئَلُونَ عَمّٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۱۳۴) وَ قٰالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصٰاریٰ تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرٰاهِیمَ حَنِیفاً وَ مٰا کٰانَ مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ (۱۳۵) قُولُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ إِلیٰ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْمٰاعِیلَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ اَلْأَسْبٰاطِ وَ مٰا أُوتِیَ مُوسیٰ وَ عِیسیٰ وَ مٰا أُوتِیَ اَلنَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لاٰ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (۱۳۶) فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مٰا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اِهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمٰا هُمْ فِی شِقٰاقٍ فَسَیَکْفِیکَهُمُ اَللّٰهُ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (۱۳۷)
۲
و وَصّٰی پروردگار ما و برانگیز در ایشان فرستاده از ایشان بخواند بر ایشان آیات تو را و تعلیم بکند ایشان را کتاب و حکمت را و پاک سازد ایشان را بدرستی که تو تویی غالب درست کردار (۱۲۹) و آن کیست برگردد از کیش ابراهیم مگر کسی که خوار کرده باشد نفسش را و هر آینه بتحقیق برگزیدیم او را در دنیا و بدرستی که او در آخرت هر آینه از شایستگان است (۱۳۰) هنگامی که گفت مر او را پروردگارش که فرمان بر گفت فرمان بردارم مر پروردگار جهانیان را (۱۳۱) و وصیت کرد بدان ابراهیم پسران خود را و یعقوب ای پسران من بدرستی که خدا برگزید از برای شما دین پس نمیرید البته مگر اینکه باشید شما مسلمانان (۱۳۲) آیا بودید گواهان هنگامی که حاضر شد یعقوب را مرگ هنگامی که گفت مر پسرانش را که میپرستید از بعد من گفتند میپرستیم خدای تو را و خدای پدران تو ابراهیم و اسماعیل و اسحق خدایی یگانه و ما مر او را منقادانیم (۱۳۳) آنها گروهیاند که گذشتند مر آنها را آنچه کسب کردند و برای شما است آنچه کسب کردید و پرسیده نشوید از آنچه بودند که میکردند (۱۳۴) و گفتند بوده باشید یهود یا ترسا تا هدایت یابید بگو بلکه کیش ابراهیم حق کرا است و نسزد که باشد از مشرکان (۱۳۵) بگوئید گرویدیم بخدا و آنچه که ما فرو فرستادیم شد بسوی ما و آنچه فرو فرستاده شد بسوی ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اسباط و آنچه آمده شد بموسی و عیسی و آنچه داده شد پیغمبران را از پروردگارشان جدایی نمیاندازیم میان یکی از ایشان و ما مر او را گردن ننهندگانیم (۱۳۶) پس اگر بگروید بمانند آنچه ایمان آوردند باو پس بتحقیق که هدایت یابید و اگر رو بگردانید پس جز این نیست که ایشان در مخالفتند پس زود باز دارد ایشان را و اوست شنوای دانا (۱۳۷)
۳
کن تو ای پروردگار از ما قبولمی برانگیزان در ایشان یک رسول
۴
تا بر ایشان خوانَد آیات صوابهم بیاموزد مر ایشان را کتاب
صفحهٔ ۱ از ۱۶