شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۳۰- آیات ۲۵۶ تا ۲۵۷

۲- سوره البقره

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاٰ إِکْرٰاهَ فِی اَلدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اِسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقیٰ لاَ اِنْفِصٰامَ لَهٰا وَ اَللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (۲۵۶) اَللّٰهُ وَلِیُّ اَلَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ اَلظُّلُمٰاتِ إِلَی اَلنُّورِ وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیٰاؤُهُمُ اَلطّٰاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ اَلنُّورِ إِلَی اَلظُّلُمٰاتِ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ (۲۵۷)
۲
نیست اکراهی در دین بدرستی که پیدا شد راه راست از گمراهی پس آنکه کافر می‌شود بطاغوت و می‌گرود بخدا پس بحقیقت چنگ زد بدست گیری استواری که نیست انقطاعی مر او را و خدا شنوای داناست (۲۵۶) خداست دوست آنان که گرویدند بیرون آورد ایشان را از تاریکیهای کفر بروشنایی ایمان و آنان که کافر شدند دوستان ایشانند طاغوت بیرون آورد ایشان را از روشنی بتاریکی آنها اهل آتشند ایشان در آن جاویدانند (۲۵۷)
۳
هیچ اندر دین حق اکراه نیستکُره از جبر است و آن ز الله نیست
۴
معنی دین است ایمان و یقینوآن به دل گردد مکین از رب دین
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth